
در مقام اهل توحیدسنایی » دیوان اشعار » قصاید »قصیده شماره ۷ - در مقام اهل توحیدمکن در جسم و جان منزل، که این دونست و آن والا[1]قدم زین هر دو بیرون نه، نه آنجا باش و نه اینجابهرچ از راه دور افتی چه کفر آن حرف و چه ایمانبهرچ از دوست وا مانی چه زشت آن نقش و چه زیباگواه رهرو آن باشد که سردش یابی از دوزخنشان عاشق آن باشد که خشکش بینی از دریانبود از خواری آدم که خالی گشت ازو جنتنبود از عاجزی وامق که عذرا ماند ازو عذراسخن کز روی دین گویی چه عبرانی چه سریانیمکان کز بهر حق جویی چه جابلقا چه جابلساشهادت گ...
ادامه مطلب